Saturday, November 2, 2019

خرافه





سر آدم به سقف آسمان بود « 1 »
دو پایش مشرق و مغرب روان بود
به توفان نوح خدا را بندگی کرد
به نصد سال و اندی زندگی کرد
« 2»
زن نازای ابراهیم ناگاه « 3»
شد آبستن به پیری در سحرگاه
عصایش اژدها میشد که موسی
شکافت امواج خوف انگیز دریا
سلیمان قالی اش پرواز میکرد
زبان طوطیان آواز می کرد
دهان یک نهنگ اما که یونس
نهان شد روز و شب بی یار و مونس
رسول الله که با اسبش سفر کرد
به اوج آسمان شق القمر کرد
امامی هم در ایران بر سر ماه
امام غایبی اندر ته چاه

********

خرافات و خرافات و خرافات
همه با عقل و منطق در منافات
چرا تا کی به زنجیر اسارت
بیا میدان که غران با جسارت
دمی بیدار شو از خواب برخیز
تکانی، جنبشی در خود بر انگیز
رهاکن از قفس روح و روانت

از آزادی که زیبا کن جهانت
چراغی از خرد راهت برافروز

به هر دم شک بکن از نو بیاموز
مهدی یعقوبی


1 - آدم بسیار قد بلند بود به نحوی که پای در زمین و سر در آسمان داشت و هنگامی که می­خوابید سر در مشرق و پا در مغرب داشت و خدا به او توانائی داده بود که تمام دنیا را از ابتدا تا انتها می­دید، امّا چون عصیان کرد از طولش کاسته شد تا آنجا که به اندازه‌ی سایر افراد بشر شد .
 رمزی، نعناعه، اسرائیلیّات و اثرها فی کتب التفسیر، دارالقلم، بی­جا، بی­تا رمزی، ص 376

2 - قرآن در آیه ۱۴ سوره عنکبوت، مدت زندگی حضرت نوح قبل از طوفان را ۹۵۰ سال دانسته

3 -فرشتگانی در شکل آدمیان بر حضرت ابراهیم علیه ‌السلام ظاهر شدند، و او را بشارت به تولد فرزندی دادند با اینکه ابراهیم به سن پیری رسیده بود و همسرش نیز مسن و نازا بود.

Wednesday, June 26, 2019

مومنی گفتا بمن دین تو چیست؟




 مومنی گفتا بمن دین تو چیست؟
خالقت عالم ،خداوند تو کیست؟
زاهد و پاک و مسلمان زاده ای
یا که ناپاکی و اهل باده ای
من نگاهی کردمش از روبرو
بر رخ و دندان زرد و زشت او
چهره ای پر کینه و جانی که داشت
نعل اسبی روی پیشانی که داشت
گفتمش آیا فضولی مومنا
از چه پرسی مذهب و دین مرا
هر چه هستم خود گزیدم با شعور
تا که از ظلمت رها یابم به نور
خشمگین دندان خود بر هم فشرد
روی لب نام خدایش را که برد
گفت ای کافر کمی هم شرم دار
مذهب هم باشد مگر با اختیار
دین رسد ارثی که از سوی پدر
جد که اندر جد بما نوع بشر
انتخاب هرگز ندارد اعتبار
عقل خود تعطیل کن مثل حمار
ورنه مرتد میشوی در کیش ما
سر که از روی تنت گردد جدا
زندگی کن با عبادت در  خوشی
روز و شب با شیوه کافر کشی
هر که با ما نیست حتما ضد ماست
مفسد فی الارض در نزد خداست
هم زنش هم خون او باشد حلال
پس بکش هر ملحدی را بیخیال
تا بهشت جاودان آری به کف
حوریان در انتظارت صف به صف
گفتمش بس کن که ای مومن دگر
تا بکی در خواب غفلت غوطه ور
مذهب و دینم که انسانیت است
از می عشقم به عالم مست مست
زنده بادا هر مخالف زنده باد
هر کجا باشد به هر رنگ و نژاد
از محبت زندگی زیبا شود
مثل گل سرتاسر دنیا شود
دین که باشد مایه جنگ و ستیز
با خرد از خواب خرگوشی بخیز
خشم و کین در چهره اش شد آشکار
من که در سر ناگهان فکر فرار
نعره زد گفتا یقینا کافری
باغی و یاغی به هر پیغمبری
زد به فرقم تیغه شمشیر را
بر لبش در خون من نام خدا

مهدی یعقوبی

Tuesday, November 13, 2018

آخوند پلید و کون گشاد است


کاریکاتوری از صد سال پیش فکاهی نامه ملا نصرالدین
مار و عقربهای عمامه به سر به جان مشروطه افتادند !
 

این چهره که خنگ و بی سواد است
عمامه به روی سر نهاد است
پا تا به سرش همه فساد است
حوری به بهشت وعده داد است
آخوند پلید و کون گشاد است

غلمان شده حوزه نوجوانی
در شغل شریف روضه خوانی
آدمکش و قاتل و روانی
چون مور و ملخ در ازدیاد است
آخوند پلید و کون گشاد است

هر جای جهان که پا گذارد
سوقاتی که گند و گو بیارد
انسانیت و شرف ندارد
بر لب که شعار مرده باد است
آخوند پلید و کون گشاد است

مردم همه کور و کر که خواهد
یک گله ی جانور که خواهد
هر گوشه مرید خر که خواهد
در فکر تجاوز و جهاد است
آخوند پلید و کون گشاد است

گرگی که لباس میش آید
در جهل و جنون همیشه پاید
حتی بشه را هوا بگاید
با عقل و خرد که در عناد است
آخوند پلید و کون گشاد است

آیین و مرام و مذهبش سکس
حتی که خدا روی لبش سکس
ذرات وجود و عصبش سکس
  مکار و مزور و شغاد است
آخوند پلید و کون گشاد است

در چهره دو من که ریش دارد
ویلا به شمال و کیش دارد
چون عقرب و مار نیش دارد
از کشتن و کشتار که شاد است
آخوند پلید و کون گشاد است

همواره خبیث و بس خسیس است

هر جای جهان که کاسه لیس است
از ساخته های انگلیس است
مانند غلام خانه زاد است
آخوند پلید و کون گشاد است

مهدی یعقوبی
 

Saturday, November 10, 2018

علم بهتر است یا ثروت



علم و دانش بچه ها تاج سر است
برتر و بالاتر از هر گوهر است
رو به سوی روشنایی رهبر است
علم یا ثروت کدامش برتر است؟
مال و ثروت ای معلم بهتر است!

علم یعنی روشنی ای بچه ها
در شب جهل و جنون خورشید ما
منطق و عقل و خرد جای دعا 
علم می خواهید یا ثروت شما ؟
مال و ثروت ای معلم بهتر است!

هی نگوییدم که ثروت برتر است
پول عالم مایه ی درد سر است
هان چه گفتی؟ این معلم بس خر است!!
گوشتان اندر کلاس آیا کر است
مال و ثروت ای معلم بهتر است!

علم ما را می برد تا اوج ماه
میدهد هر دم نشان از راه و چاه
مال و مکنت می کند ما را تباه
می گذارد بر سر انسان کلاه
مال و ثروت ای معلم بهتر است!

پول خوشبختی نمی آرد بدان
باعث جنگ است و بدبختی جهان
تا بکی ای بچه ها وهم و گمان
پس کدامش را بگوییدم که هان؟
مال و ثروت ای معلم بهتر است!

ای معلم بر سرت عمامه کن
جنبل و جادو به مغز عامه کن
امت ما را که خر با خامه کن
پول مفت آنگه که اندر جامه کن
پول و ثروت ای معلم بهتر است

مهدی یعقوبی

 

Wednesday, August 29, 2018

پایتخت صیغه در عالم که شهر مشهد است




پایتخت صیغه در عالم که شهر مشهد است
مرکز سکس و زیارت  قبله گاه و مقصد است
حوریان هر کوی و برزن دسته دسته جفت جفت
واژن هر باکره  دور حرم ارزان و مفت
دختر ده ساله داریم ای عراقی ها که ما
یا که غلمان در هتلها در نهان جان شما
تن فروشی از برای لقمه ای نان می کنند
 گریه ها با خود شبانگاهان که پنهان می کنند
در دل این شهر موسیقی که می باشد حرام
خنده و شادی که یعنی جنگ  یکسر با نظام
اینچنین آخوندها  مهمان نوازی می کند
با نوامیس وطن راحت که بازی می کنند
شیشه نوشابه جای نفت مجانی که شد
آنهمه شعر و شعار و وعده تحتانی که شد
خواهران و مادران را عرضه هر جا می کنند
از چنین نعمت دمادم شکر عظما می کنند
مملکت را بین  خود هر سو که قسمت کرده اند
نزد اینان مردم محروم اسیر و برده اند
ای که ایران را به روس و چین فروشی هر طرف
تن فروشی صد شرف دارد به تو ای بی شرف

مهدی یعقوبی

Saturday, July 28, 2018

اینهمه مسجد که به ایران بپاست اینهمه آخوند که در هر کجاست



 
اینهمه مسجد که به هر سو بپاست
اینهمه آخوند که در هر کجاست
بتکده هایی که برای شفاست
گور عربها که سراسر  طلاست
سم همه بر پیکر ایران ماست

گند خرافات که ایران گرفت
جای خرد را تب و هذیان گرفت
مرگ و عزاداری و حرمان گرفت
مذهب و دینش همه باد هواست
سم همه در پیکر ایران ماست

آنکه بگوید همه چیز است حرام
نام خدا روی لبش بام و شام
دختر نه ساله که گیرد به کام
منشا هر فتنه که زیر عباست
سم همه بر پیکر ایران ماست

بر سر منبر همه عرعر کند
امت ما را به سخن خر کند
روضه که از کرببلا سر کند
مظهر هر حیله و مکر و ریاست
سم همه در پیکر ایران ماست

خدعه و تزویر که بر روی زشت
ظاهر و باطن به جهان بدسرشت
وعده حوری بدهد در بهشت
روبهکی دشت و دمن  بی حیاست
سم همه در پیکر ایران ماست

درس نجابت بدهد دم به دم
مشهد و قم صیغه کند در حرم
زن به دو چشمش همه زیر شکم
یا که به ویلای خود اندر زناست
سم همه در پیکر ایران ماست



 آه که ایران اگر ایران شود
باز پر از غرش شیران شود
ساحل آرام که توفان شود
دوره ننگین شما بر فناست
سم همه در پیکر ایران ماست

مهدی یعقوبی

Saturday, July 14, 2018

وطن از چنگ اهریمن رها شد





خبر آمد که مجلس کودتا شد  /   دو تا لنگش هوا شد
رئیس مملکت اندر کما شد   /  دو تا لنگش هوا شد
یکی وقت فرار از خاک ایران  /   ز شورای نگهبان
به دست مردم قزوین بگا شد  /   دو تا لنگش هوا شد
امام جمعه از ترسش که شاشید  /  به تنبانش که پاشید
همه باد و بروتش برملا شد    /  دو تا لنگش هوا شد
درِ میخانه ها در کوچه ها باز   /  صدای ساز و آواز
شراب و شادی و وقت صفا شد   /  دو تالنگش هوا شد
به منبر شیخ در جوش و خروش است  /  پی سوراخ موش است
به خیر آخر که پایان ماجرا شد  /    دو تا لنگش هوا شد
صدای بوق ماشینها خیابان   /   لب مردم که خندان
گمانم توی آتش اژدها شد   /  دو تا لنگش هوا شد
به گور هر چه آخوندست و ملا   /    در آتش روسری ها
دوباره خاک ایران مال ما شد دو تا لنگش هوا شد
به هر سویی که دامن های کوتاه  /   چه دخترها که چون ماه
جناب شیخ ایمانش فنا شد   /   دوتا لنگش هوا شد
پس از چل سال کشتار و اهانت  /    خیانت در خیانت
وطن از چنگ اهریمن رها شد  / دو تا لنگش هوا شد

مهدی یعقوبی