چه روز و روزگار سخت و دلگیری
نمی بینم به چشمم راه تغییری
عجب اوضاعیه کی ...ری
تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی (هیچ)
مشکلات مملکت ناموسیه
راه حلش با جناب طوسیه
روزگار تلخ و پر افسوسیه
وضعیت جدا که اختاپوسیه
زندگی ایران عجب کابوسیه
مرده ای گوزید و گوزش کوی و برزن پخش شد
در مشام عده ای بویش که لذت بخش شد
مرده هم میگوزد آیا شیخ ما با خود که گفت
قعر گورستان ز وحشت خایه هایش شد که جفت
مغز سر ما گشته همه سطل زباله
این کاسه سر نیست که سوراخ مباله
هر گند و گوه ای را به درونش که بریزند
افکار من و تو بدهد بوی تپاله
لبریز و لبالب شده از جهل مقدس
گل مالی و بر سر زدن و گریه و ناله
از روز تولد به میانش که بریدند
ملای پتیاره و آخوند نخاله
در مغز تو افکار خطرناک بکارند
یا کشته شوی یا بکشی طبق رساله
خروار به خروار احادیث و روایات
در فکر تو کردند که با حیله اماله
عقل و خردت را غل و زنجیر کشیدند
حوری که پس از مرگ فقط خواب و خیاله
از مغز بیا گندزدایی بنماییم
حیف است که آلوده چنین روح زلاله
تا جهل و خرافات که در کاسه سر هست
اندیشه آزادی انسان که محاله
مهدی یعقوبی(هیچ)
مملکت در دست مشتی کینه توز
خائن و آدمکش و آتش فروز
هی که وعده پشت وعده شام و روز
آب و برق و گاز مجانی هنوز
پو فی یوز و پفیوز و پوفیوز
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
نان به روی سفره ها را برده اند
خون مردم را دمادم خورده اند
کودک و پیر و جوان افسرده اند
دست چین و روس را بفشرده اند
ملت بیچاره گشته تیره روز
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
زن به نزد دینشان پایین تنه
مسلک و آیین شان پایین تنه
نیت ننگینشان پایین تنه
دیده بدبین شان پایین تنه
مغزشان در توی تنبان گشته موز
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
هی شعار مرگِ این و آن به لب
با همه دنیا که در خشم و غضب
کشت و کشتار خلایق بی سبب
در پی غارت سراسر روز و شب
در همه سوراخشان دشمن نفوذ
گنده گوز و گنده گوز وگنده گوز
خواب و بیداری به فکر جنگ جنگ
خصم آزادی که با تیر و تفنگ
روی پیشانی سراسر داغ ننگ
با همه مردم که در عالم دو رنگ
فال گیر و روضه خوان و پینه دوز
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
وقت جنگ اما که درجا میزنند
خدعه و تلبیس ما را میزنند
گوشه ای خود را به لالا میزنند
خشتک خود را که بالا میزنند
باجناقی در بغل اندر نعوظ
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
انتقام سخت شان لاف و گزاف
آخ و اوخ و ناله در زیر لحاف
خنجری چوبین که در توی غلاف
شیره مالی جای عجز و اعتراف
بدتر از هر قوم وحشی خانه سوز
گنده گوز و گنده گوز و گنده گوز
مهدی یعقوبی (هیچ)